|
|
|
|||||
+
نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت 7:45 توسط سید جعفر
|
|
||||||
|
||||||
|
|
|
||||
|
بستی تو تا بار سفر از خونه ی ما شبی از درد فراغش رو به میخانه نمودم شبی از درد فراغش رو به میخانه نمودم
+
نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 11:34 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به تو ميگم كه نشو ديوونه اي دل
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 10:43 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گذشت لحظه هاي با تو بودن و در پاييز عشقمان يک نفر مي پرسد...چرا شيشه شکست؟
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 8:27 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آسمان چشم او آيينه كيست
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 6:42 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
باز هم آفتاب غروب كرد و شب اومد
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 6:11 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم یادتو هرجا که هستم با منه داره عمره منو آتیش میزنه
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 15:58 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
لالايي لالايي لالايي عزيز نازنين من لالايي
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 8:35 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تا دو چشم خود را به هم زدم من عمر من چه طی شد
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 17:27 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تا دو چشم خود را به هم زدم من عمر من چه طی شد
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 15:46 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
می شد از بودن تو عالمی ترانه ساخت کهنه ها رو تازه کرد از تو یک بهانه ساخت با تو می شد که صدام همه جارو پر کنه تا قیامت اسم ما قصه ها رو پر کنه اما خیلی دیر دونستم تو فقط عروسکی کور و کر بازیچه باد مثل یه بادبادکی دل سپردن به عروسک منو گم کرد تو خودم تو رو خیلی دیر شناختم وقتی که تموم شدم نه یه دست رفیق دستام نه شریک غم بودی واسه حس کردن دردام خیلی خیلی کم بودی توی شهر بی کسی هام تو رو از دور می دیدم تا رسیدم به تو افسوس به تباهی رسیدم شهر بی عابر و خالی شهر تنهایی من بود لحظه شناختن تو لحظه تموم شدن بود مگه می شه از عروسک شعر عاشقونه ساخت عاشق چیزی که نیست شدروی دریا خونه ساخت
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 16:47 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اگه هم صدام بودي تو اگه مونده بودي تو اگه مونده بودي
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 16:25 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هر شب
وداع مي کنم
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 7:44 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
از عذاب رفتن تو می سوزم تو اوج غربت واسه بودن با تو ندارم يک لحظه فرصت اينجا اشک تو چشام را به کسی نشون ندادم اگه بشکنه غرورم خم به ابروم نميارم وقتی نيستی هر چی غصه است تو صدامه وقتی نيستی هر چی اشکه تو چشامه از وقتی رفتی دارم هر ثانيه از غصه رفتنت می سوزم کاشکی بودی و می ديدی که چی آوردی حالا عکست تنها يادگاره از تو خاطراتت تنها باقی مونده از تو وقتی نيستی ياد تو هر نفس آتيش می زنه به اين وجودم کاش از اول نمی دونستی من عاشق تو بودم
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 0:8 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
توی این غروب خلوت دِلم گرفته چه خوب گریه که قد دنیا دلم گرفته صدام کردی صدام کردی رفتیو سایه ها تو رو بُردن
+
نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 8:0 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بگو با من چرا تا کی نمی بینم تو را ای ماه
بگو تا کی اسیرم من اسیر درد ورنج و آه
نمی دانم چه خواهد شدحدیث عشق و دل دادن
چه پایان دارد این قصه نبرد غصه ها با من
به پاهایم توانی نیست شدم خسته ازاین تکرار
از این دور تسلسل ها میان گنبد دوار
درونم شعله ای سرکش برونم رو به خاموشی
به قلبم خاطراتی تلخ پر از حس فراموشی
زمن پرسند بهر چه چنین بی تاب و حیرانی
بیا ای آسمان بشنو دلیل این پریشانی
که اکنون مدتی باشد ندیدم دلبر خود را
ندیدم روی خندانش و آن چشمان زیبا را
+
نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 15:28 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ميميرم برات نميدونستي ميميرم بي تو بدون چشات رفتي ازبرم نميدونستي كه دلم بسته به ساز صدات آرزومه كه نميدونستي كه من ميميرم برات ميميرم برات عاشم هنوز نميخوام كه بموني بسوزي به ساز دلم گفتي من ميرم نميتونستي بري به فرداها گل خوشگلم بروراهي نيست تا فرداها يارخوشگلم بمون با دلم سفرت بخير اگه ميري ازاينجا تك وتنها به يه شهر دور برو كه رفتن بدون ما ميرسه به يه دنيا نور سفرت بخير برو گر شكستي ز من بتوني دوباره بساز با دلي شكسته و نا اميد تو بازم بساز تو بازم بساز نمي خوام بياي نمي خوام ميون تاريكي من تو حروم بشي نمي خوام ازت نمي خوام مثل يه شمع بسوزي برام تا حروم بشي برو تا تو بزرگي مي خوام تا فقط آرزوم بشي آرزوم بشي
+
نوشته شده در یکشنبه نهم دی 1386ساعت 6:29 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
منم سرگشته حیرانت ای دوست کنم یکباره جان قربانت ای دوست ولی نا ساز شوق وصل کویت
نهم سر به سر پیمانت ای دوست دلی دارم در آتش خانه کرده
میان شعله ها کاشانه کرده دلی دارم که از شوق وصالت
وجودم را زغم ویرانه کرده وجودم را زغم ویرانه کرده
من آن آواره بشکسته حالم
زحجرانت دو تا رو بر زبانم منم آن مرغ سرگردان و تنها
پریشان گشته شد یکباره حالم نهم سر بر سر سجـاده کردم
دعای بر آن دل داده کردم زحسرت ساغر چشمانم ای دوست
لبانت یکسره از باده کردم دلها تا کی اسیر یاد یاری
زحجر یار تا کی داغ داری بگو تا کی زشوق روی لیلی
تو مجنون پریشان روزگاری پریشانم ، پریشان روزگارم
من آن سرگشته حجر نگارم کنون امیدست با امید وصلم
درون سینه آسایش ندارم
زحجرت روز و شب فریاد دارم
زبی دادت دلی نا شاد دارم درون کوسار سینه خــــود
هزاران کشته چون فرهاد دارم چرای ای نازنینم بی وفانیست
زما دم با دل من جفا نیست چرا آشفته کردی روزگارم
عزیزم داره این دل هم خدای عـــزیــــزم داره ایـــن دل هـــم خـــدای
(بیــاد مهدی )
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 14:5 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دلواپس ترین دلواپسی دنیا دلواپس چشمانت کاشکی . . . کمی هوای دلت به رنگ آبی بی کران کرانه های دلم بود کاشکی در بینهایت باورهایم تو بودی و رویای ماندنت . خاک سپردی و رفتی که بمانی . را بر بلندای آزوهایت دیدی من در بدر چشمانت بودم و تو دیده به دیدار چشمانم چشم می دوختی باشدم در ظلمت رویای بی بنیاد نا آرام خونین دل . بیا هم توشه راهت دل پر درد خونینم .
+
نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 6:52 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بی تو طوفان زده ی دشت جنونم صید افتاده به خونم تو چه سان می گذری غافل از اندوه درونم به من از کوچه گذر کردی و رفتی به من از شهر سفر کردی و رفتی قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم تو نفهمیدی نگرت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی چون در خانه ببستم دگر از پای نشستم گویا زلزله امد گویا خانه فرو ریخت بر سر من بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی تو همه بود و نبودی تو همه شعر و سرودی چه گریزی ز بر من که بمیرم زغم دل منو یک لحطه جدایی نتوانم نتوانم نتوانم
+
نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 7:33 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 13:9 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اون که یه وقتی تنها کسم بود تنها پناه دل بی کسم بود تنها گذاشت و رفت از کنارم از درد دوریش من بی قرارم خیال میکردم پیشم میمونه ترانه عشق واسم میخونه خیال میکردم یه هم زبونه نمی دونستم نامهربونه با این که رفته اما هنوزم از داغ عشقش دارم میسوزم فکر و خیالش همش باهامه هرجا که میرم جلو چشامه دلم میخواد تا دوام بیارم روی درد دوریش مرهم بزارم اما نمیشه راهی ندارم نمی تونم من طاقت بیارم نمی تونم من طاقت بیارم اون که یه وقتی تنها کسم بود تنها پناه دل بی کسم بود تنها گذاشت و رفت از کنارم از درد دوریش من بی قرارم
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 10:45 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته ازهای وهوی دنیا امشب دلم گرفته یک سینه غرق مستی دارد هوای باران از این خواب رسوا امشب دلم گرفته امشب خیال دارم تا صبح گریه کردن شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته خون دل شکسته بر دیدگان تشنه باید شود هویدا امشب دلم گرفته ساقی عجب صفایی دارد پیاله تو پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته (گفتی:خیال بس کن فرمایشت متین فردا به چشم اما امشب دلم گرفته) دلم آینه درد است نمی دانی تو کلبه ام ساکت وسرد است نمی دانی تو بی تو سرسبز ترین خاطره ها می دانند فصلهایم همه زرد است نمی دانی تو دیر سالی است که در دشت جنون چون مجنون دل من بادیه گرد است نمی دانی تو عاشقم کردی ورفتی وکنون با دل من غم عشق تو چه کرده است نمی دانی تو باز تکرار کنم مصرع آغازین را دلم آینه درد است نمی دانی تو !
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 8:43 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گفته بودم که بیایی دل من شاد کنی طایر بسته پری از قفس آزاد کنی زفراق تو که دیوار دلم ویران است قدمی رنجه کنی جانه ای آباد کنی شب و روزم به خیال تو به امید تو گذشت طلب باقی عمرم تو ز بیداد کنی اشک چون سیل دهان می رود از حسرت تو کی شود لحظه دیدار مرا یاد کن بس که در آرزوی دیدن تو می سوزم ترسم آخر که مرا همدم فرهاد کنی
+
نوشته شده در جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 8:29 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دلم گرفته آسمون نمیتونم گریه کنم شکنجه میشم از خودم نمیتونم شکوه کنم انگاری کوه غصه ها رو سینهء من اومده آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده.....خنده به ما نیومده. دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم تو روزگار بیکسی یه عمر که دربدرم حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بسم دل گرفته آسمون یکم منو حوصله نگو که از این روزگار یه خورده کمتر گله کن منو به بازی میگیرن عقربه های ساعتم برگه تقویم میکنه لحظه به لحظه لعنتم آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن نچرخ تا آرو بگیره یه آدم شکسته تر
+
نوشته شده در جمعه دهم فروردین 1386ساعت 15:47 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
من هم به نوبه خودم پیشاپیش عید سال ۱۳۸۶ را به شما و خانواده محترمتان تبریک میگویم
همیشه فکر می کردم اگه یه روز نباشی می میرم ... اما من نمردم من داغون شدم ... خیلی دلم می خواد بگم فراموشت کردم .. ولی واقعیت اینه که نمی تونم فراموشت کنم . خیلی دلم می خواد خوابتو ببینم ولی از وقتی که رفتی چشمام خیسه و خواب به چشمام نمیاد . می خوام بخوابم خوابتو ببینم ... اشکامو پاک می کنی ؟ تا ابد دوستت دارم و هرگز از یاد من نخواهی رفت
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 9:37 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
رو دردیوار این شهر ،همش از تو یادگاره تو این کوچه تاریک منو تنها نمی زاره یاد حرفهای قشنگت که توقلبم لونه می کرد یاد دل تنگیهای چشات که منو بهونه می کرد میزنه آتیش به جونم پس کجای مهربونم آخه من ترانه هامو واسی کی پس بخونم دل من هواتو کرده اخ کجای نازنینم کاشکی بودی و میدیدی بی تو تنهاترینم تو این بازی که ساختی من همه هستی ام را باختم زیر پات گذاشتی آخر ، عشقی که من از تو ساختم اگه تو دوستم نداشتی از دلم خبر نداشتی دلت از سنگ شده انگار که منو تنها گذاشتی میزنه آتیش به جونم پس کجای مهربونم آخه من ترانه هامو واسی کی پس بخونم دل من هواتو کرده اخ کجای نازنینم کاشکی بودی و میدیدی بی تو تنهاترینم می نشینم منتظراینجا تا تو برگردی دوباره تا بشینی پای حرفهام بریم تا ماه و ستاره میدونم می آیی یه روزی یه روزی که خیلی دیره یه روزی که دل شکسته است سر این کوچه می میره میزنه آتیش به جونم پس کجای مهربونم آخه من ترانه هامو واسی کی پس بخونم دل من هواتو کرده اخ کجای نازنینم کاشکی بودی و میدیدی بی تو تنهاترینم
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 8:4 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شبی غمگین شبی بارانی و سرد
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 10:56 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آهای تویی که چشمات به روی دنیا بسته است اون که بی تو این دل از دنیا سیرو خسته است قرار نبود که حالا مرگ لبتو ببوسه یا اینکه جسم پاکت به زیر خاک بپوسه یادم میاد که فردا گفتی بکن حلالم وقتی دارم می میرم راحت باشه خیالم رفتی چشمای خیس و به گریه هات سپردم کاشکی نو زنده بودی به جای تو می مُردم قصه رفتن تو من باورم نمیشه چشمای قشنگ و بستی واسه همیشه دلم می خواهد بخوابم رو سنگ اون مزارت یاکه یه روز بمیرم منم بیام کنارت یادم میاد که فردا گفتی بکن حلالم وقتی دارم می میرم راحت باشه خیالم رفتی چشمای خیس و به گریه هات سپردم کاشکی تو زنده بودی به جای تو می مُردم به جای تو می مُردم
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 7:0 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
همه رفتند کسی دور و برم نیست
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 6:38 توسط سید جعفر
|
|
|||||
|
|||||